تبليغاتX
با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند

با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر......یادگاری که در این گنبد دوار بماند

سالم به همه ی دوستای گلم

امید وارم همتون خوب باشین

من یه سایت جدید ساختم

به همین دلیل دیگه زیاذ این جا نمی یام

خوشحال می شم به اون یکی وبم هم سر بزنید

http://www.del-shekasteo-tanha.blogfa.com/

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت12:6توسط دل شکسته | |

سلام به همه ی دوستانی که تا امروز منو تنها نزاشتن

نمی دونم چند وقته نیومدم ولی تو این مدت که نیومدم کلی کارا کردم

دلم خیلی واستون تنگ شده بود

درسام خیلی زیاد بود.....

مشکل خیلی واسم پیش اومد....

سختی خیلی کشیدم....

خیلی تنها بودم....

ولی در آخر ؟؟؟؟؟؟؟

رفتم حج

با این که بار اولم نبود

اما خیلی بهم خوش گذشت انگار یه بار سنگینی رو از رودوشم ور داشتن

واسه همتون دعا کردم

انشاالله شما هم بتونین برین

۶ ماه شایدم بیشتر آپ نشدم

بازم بهم سر بزنین

دوستون دارم

بدرود.....

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت0:23توسط دل شکسته | |

آدم ها به هم گل می دهند ، چون معنای حقیقی عشق در گل ها نهفته است .

 كسی كه بكوشد صاحب گلی شود ، پژمردن زیبایی اش را هم خواهد دید .

اما اگر به همین بسنده كند كه گلی را در دشتی بنگرد ، همواره با او خواهد ماند.

 چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشید ، با بوی زمین خیس و با ابرهای

افق آمیخته است

 

 

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

                       به میهمانی گل های باغ می آورد

                                      و گیسوان بلندش را به باد ها می داد

                             و دستهای سپیدش را به آب می بخشید

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

                     به عمق آبی دریای وا گون می دوخت

                                     و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

 دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودکی معصوم

                     دلش برای دلم می سوخت

                                و مهربانی را نثار من می کرد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال با من رفت

                        و در جنوب ترین جنوب با من بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی...

 

 

دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی

 

تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را

 

خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست

 

+نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت10:24توسط دل شکسته | |

 

 

يادته يه روزي بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه كني برو

 زير بارون كه نكنه نامردي اشكاتو ببينه و بهت

 بخنده ....... گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي:

 اگه چشماي قشنگت بباره، آسمون گريش مي گيره گفتم يه

 خواهش دارم ........ وقتي آسمون چشام خواست بباره

 تنهام نذار......گفتي به چشم...... حالا امروز من

 دارم گريه مي كنم و تو هم اون دور دورا ايستادي و

 داري بهم مي خندي ....

 

 

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه

 دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت

اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز

 يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا

شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي

خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و

گفت :مراقب چشماي من باش.

 

shak-nakon 

 

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك

 بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي

از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ

دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه

اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم.

 

ای کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگیم تقاشی روی

دیوار بود.

ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور

 باشم همواره تبسمی تلخ برلب داشته باشم.

ای کاش کودک بودم تادراوج ناراحتی و درد بایک بوسه همه

چیز را فراموش می کردم .

اما............افسوس...

کودکی نسیم دلنوازی بود وگذشت...

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت15:18توسط دل شکسته | |

 

     دوستم بدار

 

 

 

 

یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده نیست، یاد گرفتم که

 

 عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که به هم نمیرسند، یاد گرفتم در

 

عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست، و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری

 

تنها تری

 

هنوزم منتظرم...بي تو تنها....تا ابد منتظرم..و....

 

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام. بهش لبخند زدم و گفتم: آره

 

مي‌دونم. فكر خوبيه من هم خيلی تنهام .

 

يه روز ديگه بهم گفت: مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛آخه مي‌دوني؟   من اينجا خيلي تنهام. بهش لبخند زدم و گفتم:

 

 آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام.

 

يه روز ديگه گفت: مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي

 

 نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا . آخه مي‌دوني؟ من اينجا

 

 خيلي تنهام. بهش لبخند زدم و گفتم: آره مي‌دونم فكر خوبيه. من هم

 

خيلي تنهام.

يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم . آخه مي‌دوني؟من اينجا خيلي تنهام. براش يه لبخند

 

كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه من هم خيلی تنهام.

 

يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت :من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم .آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي

 

 تنهام. براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: آره مي‌دونم. فكر خوبيه من هم خيلي تنهام حالا ديگه اون تنها نيست

   

 و من از اين بابت خيلی خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که نمی دونه من هنوز هم خيلي

 

تنهام...

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت16:41توسط دل شکسته | |

تقدیم به بهترینم


 

تولد.........

     تولد........

تولدم مبارک........

مبارک..........

مبارک.......

تولدم مبارک

 

بی وفا نباشید یاران

بچه ها امروز تولدمه

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت19:34توسط دل شکسته | |

 

مهربانم ،اي خوب

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه اين جا بين آدمهايي،

كه همه سرد و غريبند با تو

تك و تنها به تو مي انديشد

و زياد...دلش، از دوري تو دلگير است

مهربانم ،اي خوب

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه چشمش

به رهت دوخته بر در مانده،

و شب روز دعايش اين است،

زير اين سقف بلند،هر كجا هستي، به سلامت باشي

و دلت همواره، محو شادي و تبسم باشد...

مهربانم ،اي خوب!

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه دنيايش را،

همه هستي و رويايش را،به شكوفايي احساس تو، پيوند زده...

و دلش مي خواهد،لحظه ها را با تو،به خدا بسپارد...

مهربانم ،اي خوب!

يك نفر هست كه با تو

تك و تنها با تو

پر انديشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خيال است و سرور!

مهربانم، اين بار ياد قلبت باشد،

يك نفر هست كه با تو، به خداوند جهان نزديك است

و به يادت، هر صبح، گونه سبز اقاقي ها را

از ته قلب و دلش مي بوسد

و دعا مي كند اين بار كه تو

با دلي سبز و پر از آرامش،راهي خانه خورشيد شوي

و پر از عاطفه و عشق و اميد

به شب معجزه و آبي فردا برسي...

تصوير

 

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره نیلوفرم و کشته نورم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت17:3توسط دل شکسته | |

 

تولدت مبارک

 

  ای تنها بهونه برای زنده بودنم،

        نفس کشیدنم،ای امید و آرزوی من

           ،دنیای من،ای تو نسل بهارم،

 باور کن دوستت دارم و عاشقانه تو را می پرستم و بی تو می میرم

 

عشق جاودان من تولدت مبارک.                

   

 

 

 

دیروز تولد عشقم ... بود.

 

ولی من ای قدر سرم شلوغ بود و امتحان فیزیک هم داشتم. واسه همین وقت نکردم بیام نت

 

تولد عشقمو تو وبلاگش  بهش تبریک بگم.

 

 

( عشق من تولدت مبارک)

 

اینم هدیه  نتی  من به عشقم ...

 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت14:35توسط دل شکسته | |

چه زيباست بخاطر تو زيستن

و براي تو ماندن بياد تو مردن

و به عشق تو سوختن

و چه تلخ و غم انگيز است

دور از تو بودن براي تو گريستن

و به عشق و دنياي تو نرسيدن

اي كاش مي دانستي بدون تو

مرگ گوارا ترين زندگيست

بدون تو و به دور از دستان مهربانت

زندگي چه تلخ و نا شكيباست

اي كاش مي دانستي مرز خواستن كجاست

و اي كاش مي ديدي قلبي را كه فقط براي تو مي تپد

 

 

 

عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا
عشق يعني مهر بي اما ، اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست
عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو
عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي
عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي
عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده
يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار

در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت0:5توسط دل شکسته | |

نخستین نگاه

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
 
 آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش... 
 
      محتاج


   شب بود و شمع بود ومن بودم و غم

شب رفت شمع سوخت و من ماندم وغم

کاش می شد هیچکس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالهای سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای ما نبود
بی تو چه کنم؟
   
نمی دانم چرا هرشب به یادت اشک می ریزم
                                                نمی دانم چرا از عشق جانسوزتو لبریزم...
 

     قایقی خواهم ساخت ...

      کنم هرشب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش

      ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد...

     فراموشم نکن تا می توانی


    وقتی خاطره های آدم زیاد می شه ، دیوار اتاقش پر عکس می شه
   
اما همیشه دلت واسه اونی تنگ می شه ،که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی...

 

*******************

دیروز تو را خواندم،غزل چشمهایت به دلم نشست

   امروز مثنوی خداحافظی نگاهت را ،ورق ورق مرور می کنم ،
     
               احساس می کنم قصیده باز گشت تو هنوز بوی انتظار می دهد...



 
******
بدترين درد

بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره
بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي
بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه
بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه
بدترين درد اين است يكي بميره. بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته...!!!

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت23:56توسط دل شکسته | |

 

 

 

کاش می شد غصه را زنجیر کرد

 

 

 

ذره های عشق را تکثیر کرد

 

 

 

کاش می شد زخم را مرحم شویم

 

 

 

یار و غمخوار و انیس هم شویم

 

 

 

کاش می شد بر خلاف سرنوشت

 

 

 

قسمت و تقدیر را از سر نوشت

 

 

 

کاش می شد چشم و دل را باز کرد

 

 

 

نغمه ها ی دوستی را ساز کرد

 

 

 

کاش می شد عشق را آغاز کرد

 

 

بی خیال از هر غمی پرواز کرد

+نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت13:24توسط دل شکسته | |

 

 

بار خدايا از كارهايي كه كرده ام به تو پناه مي برم:

 

 

 

-          از اين كه وقتي كسي كار بدي كرده بود و خود ناراحت بود آن را به رخش كشيدم.

 

 

 

 

 

 

 

-          از اين كه  براي كسي از روي كينه دعاي بد كرد يا نفرين كردم.

 

 

 

 

 

-           از اين كه وقتي كنار فقيري رد مي شدم خود را به نديدن زده و رد مي شدم.

 

 

 

 

-          از اينكه از هنرم در راه خدا استفاده نكردم.

 

 

 

 

-          از اين كه به كسي بيش از اندازه اصرار كردم كه چيزي را بگويد، كاري بكند يا چيزي را نشانم دهد.

 

 

 

 

-          از اين كه در غم ديگران شريك نبودم، بلكه از ناراحتي آنها خوشحال بودم.

 

 

 

 

-          از اينكه احساساتم بر عقلم غلبه كرد.

 

 

 

 

-          از اينكه خود را به زحمت نيانداختم  كه ديگران در آسايش باشند.

 

 

 

 

-          از اينكه بدون فكر سخن گفتم.

 

 

 

 

-          از اينكه كاري را براي عزيز كردن خود انجام دادم.

 

 

 

 

 

-          از اين كه براي فخز فروختن چيزي را ياد گرفتم.

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت16:49توسط دل شکسته | |

 

 

آن کس که بر نوع بشر والاترین را عرضه کرد

از بهر ما گــــــــــــمگشتگان راه فدا را پیشه کرد

آن کس که درس عاشق بر جاعل و فرزانه کرد

بر تشنگان جام شــــــــــــفا با نفس خود پیمانه کرد

آن کس که با علم و عمل دین را همه یک جمله کرد

آموزش مــــــــــــهر و وفا بر خویش و بر بیگانه کرد

عیسای مریم ناصری نیکو شبان مهربان

زخم مرا مرهم شد و قــــــــــــلب مرا کــــــــــــاشانه کرد.

قفسی باید ساخت هرچه در دنیا گنجشک و قناری هست با پرستوها و کبوترها همه را باید یکجا به قفس انداخت روزگاری است که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است که چرا به حریم جت ها خصمانه تجاوز شده است روزگاری است که خوبی خفته است و بدی بیدار است و هیاهوی قناری ها خواب جت ها را آشفته است غزل حافظ را می خواندم مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو تا به آنجا که وصیت می کرد گر روی پک و مجرد چو مسیحا به فلک از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو دلم از نام مسیحا لرزید...

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت16:46توسط دل شکسته | |

Image and video hosting by TinyPic

 

آرامم

هم جنس نگاهت

هم رنگ دستهایت

گاه سرخ وگاه گاهی سبز...

مهم نیست که شانه هایت پوشالی ست و

آغوشت خیال...

دستهایت اینجاست

نگاهت...

صدایت...

خنده ات!

دیگرچه می خواهم

هیچ!

دستهایت را دردستهایم جاگذاشته ای!

نگاهت را درنگاهم،

وخیالت را درخیالم...

ومن،

آرامم!

آرامترازهمیشه...

 

مگر نه اينكه خدا
ترا قسمت من كرد
مي خواهم براي تو
خودم را قسمت كنم
تكه تكه
ذره ذره
تا بيشتر نگاهت كنم
و بيشتر نگاهم كني
و بيشتر كه دلت تنگ شد
سهم خودت را ببري
مي خواهم آنقدر
خودم را قسمت كنم
تا همه بگويند
"خدا" من را قسمت تو كرد

Image hosting by TinyPic

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت16:19توسط دل شکسته | |




آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم


آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم


و بعد ... براي آنچه از دست رفته


 آه ميـکشيـــــم


 



+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت23:14توسط دل شکسته | |

 

یاد تو

فردا که شب شود  حتما ستاره ها  چشمک زنند  و باز ....

یاد دو چشم تو

اید به یاد من

اما کجا و کی

چشم ستاره ها

چون چشم ناز تو

جان می دهد به من ؟

 

خسته شدم میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم خسته شدم بس که از سرما لرزیدم بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندند خسته شدم بس که تنها دویدم    اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن ... میخواهم با تو گریه کنم...خسته شدم بس که تنها گریه کردم..میخواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم  وشانه هایت را ببوسم ...خسته شدم بس که تنها ایستادم خوب من...

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت16:43توسط دل شکسته | |

 

تا با مني من در بهارم

 اي سينه ا ز عطر تو سرشار         اي خفته صد جام پر از مي

            در آن دو چشم همچو نرگس مست وبيمار

                       من با تو سر تا پا بهارم  

 اي سرو بالاي من                اي تنها اميدم

 اي سايه افكن بر سرم          اي شاخ بيدم

          اي جوشش هستي درون پيكر من

       اي همچو خون اي همچو مي در ساغر من 

                     من با تو سر تا پا بهارم          

              جز عشق تو هر كيش كفر است  

                       این است آیین دل من

                 سرمایه هستی همین است

        یک لحظه را تا لحظه دیگر نشاید ترسم نمانم

   تابا تو هستم در بهارم      تا بی تو هستم در خزانم

 گر تا بهاران زنده مانم       میسازم از گلهای وحشی بسترت را  

                 پر ميكنم از شبنم گل ساغرت را 

 صحرا به صحرا     همچون پرستوهاي ره گم كرده دشت

  همبال وهمدم     ره مي سپارم تادامن كوه

           آنجا كه جز چشم خدا بر ما نباشد

             آنجا كه دلها خانه غمها نباشد  

           عشق ووفا سرمايه سودا نباشد

             ليلا نميرد مجنون بي ليلا نباشد

آنجا كه هر قلب تهي از مهرباني   هر پنجه سنگين و بيرحم

             نتواند از هم بگسلد پيمان ما را

                  من با تو سر تا پا بهارم 

اي جوشش هستي درون پيكر من   گر تا بهاران هم نمانم

            ميدانم اين را    روزي كه آيي بر مزارم 

            گلپونه هاي وحشي روييده در خاك

                 بر پاي تو سر ميگذارند

          گويي كه برمي خيزم ازآن بستر سرد

        پوشيده بر تن جامه اي از ياسمنها

             تاجي به سر از نسترنها

         مي پيچد عطر پيكر من در مشامت

سر ميكشد در گوش تو آواي گرمم     آهسته مي خوانم بنامت

                  اي دوست اي دوست

         كاي عشق پاكت تا قيامت همدم من

                 تا با مني من در بهارم 

               تا بي تو هستم در خزانم                 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت2:0توسط دل شکسته | |

 

يکي خواستش دلو چيزي نگفتم                دل خـالي کـه دزديدن نـداره
تو اين ديونه رو باز امتحان کن                 ولي عاشق که سنجيدن نداره
ميگي شايد که خوابـم رو ببينـي               چشاي خيس،که خوابيدن نداره
ميگم چشم تو باشه قبله ي من                  ميگي چشم که پرستيدن نداره
هـواي چشـمم امشـب ابـره ابـره           ولـيـکـن نـــــــاي بـاريـدن نـداره
ازت خواستـم بپـرسم، اما ديـدم             جواب نــــه، که پرسيـدن نـداره
چـه لبخندي زدي به گريه ي مـن          عزيـزم ، گـريـه خنديـدن نـداره

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت14:18توسط دل شکسته | |

 

سکوت

 

((واست میمیردم))

 

سردی نگاه و بشکن...فاصله سزای ما نیست...تو بمون واسه

همیشه...این جدایی حقما نیست

بودن تو آرزومه...حتی واسه یه لحظه...میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانس...یه سرود عاشقانس...من برات ترانه میگم

تابدونی که باهاتم

توخودت دلیل بودنم  بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا

 نمیدم...با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من وتو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیارومیدم

 

با تومیخواستم بمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد هک میکنم...توی تنهاییام فقط به تو

 فکر میکنم..

با تومیخواستم بمونم واسه همیشه.

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم...حتی یادت رو به کوه و دریا

 نمیدم...با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من وتو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیارومیدم

 

با تومیخواستم بمونم واسه همیشه

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت14:11توسط دل شکسته | |

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود

 

 در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود

 

 ميشود حتي براي ديدن پروانه ها

 

 شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود

 

 دست در دست پرنده بال در بال نسيم

 

 ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود

 

 كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود

 

 هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت20:31توسط دل شکسته | |

 

 سعی کن مثل خورشید،زیـاد نور ندی،چـون

 

 همه از نورت استفاده می کنـن ولـی اصــلا

 

 نگــات نمی کنن،سـعی کـن مثـل ستــــاره،

 

 کم نور بدی،تا همــه تـوی خلوت شبــاشون

 

 دنبــالت بگــردن!!

 

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت20:5توسط دل شکسته | |

سرنوشت سادگی

اي کاش تنها يکنفر هم در اين دنيا مرا ياري کند

اي کاش مي توانستم با کسي درد دل کنم

تا بگويم که .

من ديگر خسته تر از آنم که زندگي کنم

تا بداند غم شبها يم را....

تا بفهمد درد تن خسته و بيمارم را.........

قانون دنيا تنهايي من است..............

و تنهايي من قانون عشق است....

و عشق ارمغان دلدادگيست........

و ان سرنوشت سادگيست

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت0:33توسط دل شکسته | |

واقعا خسته ام....

 

Image and video hosting by TinyPic  

 

 گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنـگ اســت،

 

 اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شـدن از بهــر رنــج اســت،

 

 اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت0:27توسط دل شکسته | |

Image and video hosting by TinyPic

عـــشق يعني :چون خــورشيد،تابيـــدن بر شب هاي دوســت

 و چـــون بـــــرف ،ذوب شـــدن بــــر غــــم هــــاي دوســــت

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت0:14توسط دل شکسته | |

بوسه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت22:17توسط دل شکسته | |

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت22:10توسط دل شکسته | |

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت21:51توسط دل شکسته | |

تو که در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری زندگی

 

 

 

ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی می شود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه

 

 

 

برقلب شقایق بزنیم بدونت تنها نیست تو خدا را داری و من آرامش چشمان تو را.....

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت21:30توسط دل شکسته | |

زندگی

زندگی گل زردی است به نام غم

مروارید غلطانی است به نام اشک و ایینه شکسته ای است به نام دل.

زندگی کردن جهنمی است که هیزمش عشق است.

زندگی یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از ان میگذرد.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی نگاه عمیقی است به نام عشق

مروارید گرانبهایی است به نام اشک

به دریایی میرسد به نام محبت

به کوهی میرسد به نام غرور

ودر اخر به بیابانی میرسد به نام ودا.

زندگی سخت است ولی سخت تر از ان نامردی کسانی است که ان را به بازی میگیرند.

زندگی ارزویی است که برای رسیدن به ان باید مرگ را در اغوش گرفت.

زندگی زیبا انجاست که انسان در کنار معشوقش زندگی کند بدون انکه رنج و تحمل

کسی را داشته باشد(وصال مطلق)

زندگی زیباست اگر در تلاطم زمانه درگیر و اسیر نگردیم ایا این تقدیر است که می

گریدبه حال ما یا ماییم که میخیزیم به سرنوشتمان.

only love

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت11:38توسط دل شکسته | |